• 02166550055-02166555618
لغات و اصطلاحات مربوط به غذا و رستوران


لغات و اصطلاحات کاربردی و مفید مربوط به غذا و رستوران که در زندگی روزمره بسیار مورد استفاده قرار میگیرند را میتوانید در زیر مشاهده بفرمایید :

1- می توانی یک رستوران با کلاس بهم معرفی کنی؟
Can you put me onto a high-class restaurant?

2- دنبال یک رستوران ویژه غذاهای هندی میگردم.
I am looking for a restaurant specializing in Indian foods.

3- این نزدیکی ها دارند یک رستوران چینی راه می اندازند.
There’s a Chinese restaurant opening up nearby.

4- این رستوران کمی برای من گران است.
This restaurant is a bit pricey / expensive for me.

5- سابق این رستوران مورد علاقه من بود، ولی کیفیت غذاهایش اخیراً پایین آمده است.
This used to be my favorite restaurant, but the standard of cooking has fallen off recently.

6- من غذاهای ایرانی را به خارجی ترجیح می دهم. شما چی؟
I prefer Iranian foods to foreign foods. How about you?

7- دارم از گرسنگی می میرم. دیگه وقت شام است.
I am starving/ starved. It’s time for dinner.

8- نظرت چیه برای شام به همبرگر فروشی جدید برویم.
How about going to the new hamburger place for dinner?

9- بیا یک غذای مختصری بخوریم.
Let’s have a snack/ a bite.

10- اگر قبل از ناهار زیاد هله هوله بخوری، اشتهایت کور میشه.
If you eat a lot of junk food before lunch, you spoil your appetite.

11- امروز صبح صبحانه مفصلی خوردم و به همین خاطر آنقدرها گرسنه نیستم.
I had a big breakfast this morning, so I am that hungry.

12- شنیدم سوپ مرغ/ خورش مرغ اینجا خیلی خوشمزه است.
I hear the chicken soup/chicken stew here is very delicious.

13- بیا بریم داخل یک خوراک جوجه سفارش بدیم. بریم؟
Let’s go in and order a chicken dish, shall we?

14- باشه،ولی مهمون من.
Ok, but it’s my treat.

15- اما هفته قبل هم تو ناهار را حساب کردی!
But you treated me to lunch last week, too!

16- می خواهی دُنگی حساب کنیم؟(هر کس پول خودش را حساب کنه)
How about going Dutch?

بخش دوم : در داخل رستوران : at Restaurant

1- سریع بدو اون میز خالی را بگیر.
Quick; bag that empty table over there.

2- میشه یک میز 2 نفره به ما بدهید؟
Could we have a table for two, please?

3- چند وقت یک بار به این رستوران می آیی؟
How often do you come to this restaurant?

4- من هفته ای یک بار اینجا می آیم.
I come here once a week.

5- من معمولا روزی سه وعده غذا می خورم.
I normally eat three meals a day.

6- معمولا بدون شام سر می کنم.
I usually go without dinner.

7- قربان، چی سفارش می دهید؟
What would you like to order, sir?

8- صورت غذا لطفاً.
Could I see the menu?

9- ترجیح می دهم پیش غذا سوپ بخورم.
I prefer to have soup as a starter/an appetizer.

10- برای غذای اصلی چی میل دارید؟
What would you like for the main course?

11- نظرت چیه غذای دریایی سفارش بدیم؟
How about ordering seafood?

12- من ماهی دودی/ماهی آزاد شور دوست دارم.
I like smoked fish/pickled salmon.

13- اگر نظر مرا بپرسی، هیچ چیز خوشمزه تر از جوجه کباب شده (روی آتش کباب پز یا آتش مستقیم) نیست.
If you ask me, nothing is more delicious than barbecued chicken.

14- من جوجه سرخ شده را ترجیح می دهم.
I prefer fried chicken.

15- جوجه کباب شده (داخل فر یا روی آتش) فوق العاده خوشمزه است.
Roast chicken is absolutely delicious.

16- من یک پیتزا/ چیز برگر و یک ظرف سیب زمینی سرخ کرده می خواهم.
I would like a pizza / cheeseburger and order of French fries.

17- لطفا یک لیوان آب پرتقال، دو تا تخم مرغ نیمرو و کمی نان تست بیاورید.
I’d like a glass of orange juice, two fried eggs and some toast, please.

18- می خوام غذای آب پز سفارش بدم،آخه سرمای بدی خوردم.
I would like to order boiled food because I have a bad cold.

19- من تخم مرغ آب پز می خورم.
I would like boiled eggs.

20- عسلی یا سفت؟
Soft-boiled or hard-boiled?

21- من نیمرو می خورم.
I would like fried eggs.

22- خاگینه(هم بزنیم) یا نیمرو(زرده و سفیده مخلوط نشود)؟
Scrambled or sunny-side up?

23- ترجیح می دهم، استیک، کباب یا یک چیزی تو این مایه ها سفارش بدهم.
I prefer to order a steak, kebab or something.

24- غذای مورد علاقه ام کباب/ مرغ سرخ کرده است.
My favorite food is kebab/fried chicken.

25- کباب تون چطوری باشد؟
How would you like your kebab?

26- دوست دارم کبابم نیم پز / معمولی/ کاملاً پخته باشد.
I would like it rare/medium/well-done.

27- نوشیدنی چی میل دارید؟
What would you like to drink?

29- نوشابه غیر الکلی دارید؟
Do you have soft drinks?

30- نوشابه رژیمی چطور؟
How about diet drinks?

31- لطف کنید یک نوشابه اضافه هم برای من بیاورید.
Please bring me an extra coke, too?

32- لطفاً برای من یک نوشابه قوطی ای بیاورید.
Please bring me a can of coke.

33- لطفا برای من یک نوشیدنی گاز دار بیاورید.
Please bring me a fizzy/sparkling drink.

34-میشه لطفاً یک لیوان شیر موز برایم بیاورید؟
Could you please bring me a glass of banana milk shake?

35- لطفاً یک تکه یخ در آن بیاندازید.
Please put an ice cube in it.

36- من ترجیح می دهم نوشیدنی ها را را نی بنوشم.
I prefer to suck drinks through a straw.

37- این نوشابه گازش رفته است.
This coke is completely flat.

38- در یک روز داغ مثل امروز، یک نوشیدنی خنک خیلی می چسبد.
A cool drink is welcome on a hot day like today.

39- از تشنگی دارم هلاک میشم.
I am dying of thirst.

40- فکر می کنم بهتر است یک لیوان آب معدنی سفارش بدی. زود عطش را رفع می کند.
I think you had better order a glass of mineral water. It quenches your thirst fast.

41- این هم شربت پرتقال شما.
Here is your orangeade, sir.

42- مواظب باشید روی لباس تون نریزه.
Be careful not to spill it on your clothes.

43- اول به هم بزنید بعد بنوشید.
First stir it and then drink it.

44- این نوشیدنی مزه لیموناد میده.
This drink tastes like lemonade.

45- دوست داری یک جرعه امتحان کنی؟
Would you like to take a sip of it?

46- ماست کم چرب هم دارید؟
Do you have low- fat yoghurt, too?

47- دسر چی دارید؟
What dessert do you have for?

48- سبزیجات/ خیار شور/ قارچ هم دارید؟
Do you have vegetables/pickles/mushrooms, too?

49- ممنون، چیز دیگه ای نمی خواهیم.
Thank you, we don’t anything else.

50- آیا این غذا ادویه ، فلفل، زنجبیل، دارچین، جعفری ، ریحان دارد؟
Does this food have any spice/pepper/ginger/cinnamon parsley/basil?

51- بوی این غذا اشتهای آدم را باز می کنه.
The smell of this food is appetizing.

52- این ماست اسانس مصنوعی داره.
This yoghurt has artificial flavoring.

53- به به ، این غذا واقعاً خوشمزه است.
Yum! This food tastes really delicious.

54- اَه، این غذا بد مزه است.
Oh yuck! This food tastes awful.

55- این نوع غذا چرب و پر حجم است.
This kind of food is fatty and filling.

56- من به ندرت غذاهای پر نشاسته/ سنگین /چرب سفارش می دهم.
I seldom order starchy/heavy/greasy food.

57- نمی دونستم رژیم داری!
I did not know you were on diet!

58- دیگه نمی خواهم بیشتر از این وزنم اضافه بشه.
I don’t want to put on weight anymore.

59- تو باید کمتر غذاهای نشاسته ای بخوری.
You should cut on starchy foods.

60- میشه این قاشق ها را عوض کنید؟ آخه کثیف هستند.
Would you please change these spoons? They’re dirty.

61- این شیر ترش شده است.
This milk is sour.

62- این سیب زمینی های سرخ شده خیلی شور است.
These French fries are too salty.

63- این کیک بیش از حد شیرین است.
This cake is too sweet.

64- این غذای هندی بیش از حد تند است.
This Indian food is too hot.

65- این پنیر کپک زده است.
This cheese is moldy.

66- این تخم مرغ ها فاسد شده اند.
These eggs are rotten.

67- این چای خیلی پر رنگ است. لطفاً کم رنگش کنید.
This tea is too strong. Please make it weak.

68- این نان بیات است. لطفاً کم رنگش کنید.
This bread is stale. Please bring me some fresh bread.

69- این سس گوجه فرنگی/ مربا تاریخ مصرفش گذشته است.
.This ketchup/jam is past its sell-b date/expiration date

70- من که سیر شدم. تو چی؟
I have had enough./ I am full. How about you?

71- من؟ من اینقدر گرسنه ام که یک گاو درسته را می خورم.
Me? I’m so hungry I could eat a horse!

72- این همبرگر را هم امتحان کن.
Try this hamburger, too.

73-نه ممنون، دیگه جا ندارم.
No, thanks; I just can’t eat more.

74- نوشابه ات را تمام کن. باید بریم.
Drink your coke up. We’ve got to go.

75- من صورتحساب را پرداخت می کنم.
I am going to pay the bill/check.

76- ما با هم قرار گذاشتیم! قرار شد دنگی باشه.
We had a pact! We were supposed to go halves/Dutch.

77- گارسون، لطف کنید صورتحساب را بیاورید.
Waiter, would you please bring the bill/check?

78- به گارسون انعام بدهم؟
Shall I tip the waiter?

79- من دیگر به آن رستوران نمی روم. سرویس آنجا افتضاح بود.
I am not going to that restaurant anymore: the service was terrible.

بخش سوم : لغات اساسی در رستوران :  Essential Words

سفارش دادن:order 
پیتزا فروشی:pizzeria/Pizza parlor
ساندویچ فروشی:Sandwich bar
میز را چیدن:set the table
اغذیه فروشی:snack bar
پیش غذا: Starter/appetizer
رستوران بخر و ببر:take-away/take-out restaurant 
رو میزی: tablecloth
سفارش گرفت: take order
انعام: tip
پیشخدمت مرد:waiter 
پیشخدمت زن: waitress
رستوران لب دریا: waterfront restaurant
کاملا رزرو بودن: be fully booked
صورت حساب: bill/check 
میز رزرو کردن: book a table
کافه: Café 
میز را جمع کردن: clear the table
دسر: dessert
واگن رستوران:diner
در خانه غذا خورن:eat in
بیرون غذا خوردن:eat out
رستوران اعیانی: exclusive restaurant 
صورت غذا:menu
میز را چیدن :Lay the table 
رستوران را اداره کردن: run a restaurant



به اشتراک گذاری در گوگل پلاس به اشتراک گذاری در LinkedIn به اشتراک گذاری در فیس بوک به اشتراک گذاری در کلوب به اشتراک گذاری در فیس نما به اشتراک گذاری در توییتر
مطالب مرتبط
لغات و اصطلاحات مربوط به غذا و رستوران
برچسب ها لغات انگلیسی مربوط به رستوران اصطلاحات انگلیسی مربوط به رستوران لغات انگلیسی رستوران لغات انگلیسی مربوط به غذا
نظر کاربران
نظر شما

نام : *
 

ایمیل : *
   

شماره همراه : *
 

متن پیام : *
 



کد بالا را در کادر وارد نمایید :